* طراح و تصویرگر: صابر شیخ رضایی - ۱۴۰۴ :: designer & illustrator:Saber Sheykh Rezaei - 2025
* رمان نوجوان :: "فـَنِّ آخر" به قلم "مونا جوان" :: نشر ستاره ها
* بر اساس زندگی شهید کُشتیگیر "علیاصغر حسینیمحراب"
مختار، دست داییاصغر را کشید طرف خودش و رفت پشت دایی و با یک تکان تعادل دایی را بر هم زد و او را خاک کرد.
سر و صدای تشویق تماشاچیها ده برابر شد.
از داییاصغر بعید بود این جوری و به این راحتی خاک شود. فکر کنم جوّ سالن، دایی را گیج کرده بود. سالن گوش تا گوش پُر بود از تماشاچیهایی که آمده بودند تا همشهریشان را تشویق کنند؛ یکریز اسم مختار را صدا میزدند و تشویقش
می کردند و سالن را روی سرشان گذاشته بودند.
مختار همان حریف داییاصغر بود که از وقتی وارد سالن شده بودیم همهاش از او تعریف میکردند. میگفتند چوخهکار است و الان به خواست شهردار و رئیس ادارۀ تربیت بدنی شهر، افتخار داده و آمده تا کشتی روی تشک هم بگیرد.
فقط هم برای اولی و مدال طلا آمده.










